تبليغاتX
MY MUSIC WORLD
MY MUSIC WORLD
The best mp3s
یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386
زبان بدن

لمس بینی : هنگامی که دست فردی در زمان محاوره با بینی اش تملس پیدا کند نشانگر آن است که فموضوعی را کتمان میکند .فردی که این حرکت را انجام میدهد معمولا از آن نا آگاه است ظاهر وی ممکن است آرام به نظر برسد اما باطن فرد آشفته و پریشان است .روانشناسان معتقدند دست زدن به بینی یک حرکت غیر ارادی

برای پوشاندن دهان و کتمان دروغ می باشد . دستها به بینی انتقال می یابند تا حقیقت را پنهان کنند.

فراخ کدن بینی:خشم, غضب و عصبانیت

حرکت بینی به سمت بالا:وقتی بینی با کج کردن سر به عقب به سمت بالا می رود پیام روشن است,فرد می گوید:من برتر هستم , من بهتر از شما هستم.

گرفتن بینی:چیزی فاسد شده است.

پیچیدن بینی:پیچ خوردگی بینی به یک سو نشانگر نفرت و بیزاری و طرد کردن است.

چین و چروک بینی:وقتی عضلات اطراف بینی منقبض می شوند چین و چروکی ما بین چشمها پدید می آید,که افشا کننده ی تنفر و انزجار است و با یک طرد ملایم تا فر شدید همراه است.

 

 

+ لینک ثابت
شنبه بیست و سوم تیر 1386
محاکمه عشق
جلسه محاكمه عشق بود
و قاضي عقل
و عشق محكوم به تبعيد به دورترين نقطه مغز شده بود
يعني فراموشي
قلب تقاضاي عفو عشق را داشت
ولي همه اعضا با او مخالف بودند
قلب شروع كرد به طرفداري از عشق
آهاي چشم مگر تو نبودي كه هر روز آرزوي ديدن اونو داشتي
اي گوش مگر تو نبودي كه در آرزوي شنيدن صدايش بودي
و شما پاها كه هميشه آماده رفتن به سويش بوديد
حالا چرا اينچنين با او مخالفيد؟
همه اعضا روي برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك كردند
تنها عقل و قلب در جلسه ماندند
عقل گفت :ديدي قلب همه از عشق بيزارند
ولي من متحيرم كه با وجودي كه عشق بيشتر از همه تو را آزرده
چرا هنوز از او حمايت ميكني !؟
قلب ناليد:كه من بدون وجود عشق ديگر نخواهم بود
و تنها تكه گوشتي هستم كه هر ثانيه كار ثانيه قبل را تكرار ميكند
و فقط با عشق ميتوانم يك قلب واقعي باشم
پس من هميشه از او حمايت خواهم كرد حتي اگر نابود شوم

+ لینک ثابت
شنبه بیست و سوم تیر 1386
چه سود گر بگویمت

که شام تا سحر نخفته ام

یا گر دمی به خواب رفته ام

تو را به خواب دیده ام

+ لینک ثابت
شنبه بیست و سوم تیر 1386

آنچه شما درباره خود فکر می کنید خیلی مهم تر از اندیشه هایی است که دیگران درباره شما دارند.

****************************************

مهربانی در گفتار موجب اعتماد می شود,مهربانی در فکر محبت را عمیق می کند و مهربانی به صورت بخشش عشق می آفریند.

*****************************************

گاهی وقتها حق داریم عصبانی شویم اما این بدان معنا نیست که حق داریم بی رحم باشیم.

******************************************

همانا گوینده ماهر شنونده زبر دست است.

*******************************************

روح درون خود را زیبا کنید تا شخصیت درونی و بیرونی شما یکی شود.

********************************************

خشمگین شدن انتقام خطاهای دیگران را از خود گرفتن است.

*********************************************

نه طوطی باش که گفته دیگران را تکرار کنی و نه بلبل که گفته ی خود را هدر دهی.

**********************************************

اندیشه کردن به این که چه بگویم بهتر از پشیمان شدن به آن است که چرا گفتم.

**********************************************

دنیا آنقدر وسیع است که برای همه ی مخلوقات جایی هست به جای آنکه جای کسی را بگیرید تلاش کنید جای واقعی خود را بیابید.

+ لینک ثابت
چهارشنبه بیستم تیر 1386
حرف دل یک دوست

قطره های باران و چشم های خیس همه سهم رهگذران بیابان امید تا ساحل عشق اند .تو به کدام سو می نگری به ابرها یا افق بیابان؟                     

2 نفر, 2قلب,2دنیا, 2نیرو, 2فکر, 2دوست, 2دشمن .هر کس از 2چیزست تو کدامی؟

زمزمه های کوچک به گوش میرسد.کسی گوش نمی دهد روح های مرده کرند مگر خود خواهند بشنوند .تو کدامی؟

خون دل را دل خون داند روح زنده را مرده نداند.

بال های سنگین به درد پرواز پروانه نمی خورد.

+ لینک ثابت
پنجشنبه چهاردهم تیر 1386
حرف دل یک دوست

در نوشته های خاطراتم جمله آخر همیشه نمایان است:کاش میمردم و تو زنده میشدی آرزوی من ولی دنیا بزرگ است و خدا بزرگتر.آرزوهای کوچیک اتفاق می افتند.خدا, امید, زندگی وجود دارند و روح بیدار می بیند و روح خواب هرگز نمی بیند.

                       ****************    

از پشت پنجره بیرون را نگاه نکن پنجره را باز کن تا نسیم روحت را زنده کند تا شاید تو هم بدانی خدا و امید و زندگی هست.

                    *****************

باز هم پرستو لونه می سازه و با هر شاخه ای که میذاره غم لونه ی قبل رو به یاد می یاره پرستو با عشق لونه می ساخت و می خوند , برای عشق برای زندگی.

+ لینک ثابت
پنجشنبه چهاردهم تیر 1386
حرف دل یک دوست

گیسوهای بلندش صورتش را نوازش می کرد و دستانش خویشتن را در آغوش داشت با دلی گرفته به غروب زیبا می نگریست او منتظر مهتاب بود تا شبی دیگر در زیر درخت بید آغاز شود .زمین نرمترین چمنهایش را رویاند و باد بهترین عطرها را آورد.سایه معشوق را دیدو برگشت و در زیر درخت بید او را تا صبح در آغوش کشید و با آمدن صبحی دیگر فقط گوسفندان بودندو گوسفندان...

+ لینک ثابت




    Best Design Options